Yohanna - The Winner Takes It All (Persian translation)

English

The Winner Takes It All

I don’t wanna talk
About the things we've gone through
Though it’s hurting me
Now it’s history
I've played all my cards
And that's what you've done too
Nothing more to say
No more ace to play
 
The winner takes it all
The loser standing small
Beside the victory
That’s her destiny
 
I was in your arms
Thinking I belonged there
I figured it made sense
Building me a fence
Building me a home
Thinking I'd be strong there
But I was a fool
Playing by the rules
 
The gods may throw a dice
Their minds as cold as ice
And someone way down here
Loses someone dear
The winner takes it all
The loser has to fall
It’s simple and it’s plain
Why should I complain?
 
But tell me does she kiss
Like I used to kiss you?
Does it feel the same
When she calls your name?
Somewhere deep inside
You must know I miss you
But what can I say
Rules must be obeyed
 
The judges will decide
The likes of me abide
Spectators of the show
Always staying low
The game is on again
A lover or a friend
A big thing or a small
The winner takes it all
 
I don’t wanna talk
If it makes you feel sad
And I understand
You've come to shake my hand
I apologize
If it makes you feel bad
Seeing me so tense
No self-confidence
But you see
The winner takes it all
The winner takes it all
 
Someone winner
Take it all
And one loses
Has to fall
 
From a guide
From the side
Makes that feeling
Someone here
 
Takes it all
Has to fall
This is magic
Someone here
 
Submitted by N.F. on Sat, 04/03/2017 - 04:31
Align paragraphs
Persian translation

برنده همه را می برد

نمی خواهم در مورد چیزهایی که بین ما گذشته صحبتی کنم
گرچه هنوز آزارم می دهد
ولی اکنون دیگر به تاریخ پیوسته
من دیگر همه کارت هایم را بازی کرده ام
و این چیزی است که تو هم انجام داده ای
دیگر چیز بیشتری برای گفتن نمانده
دیگر آس بیشتری برای بازی نمانده
 
برنده همه را می برد
بازنده کوچک می شه
در کنار پیروزی
این تقدیر اوست
 
من در آغوشت بودم
با این تصور که به آنجا تعلق دارم
تصور می کردم مفهوم آن روشن است
ساخت یک حفاظ برای من
ساخت یک ماوا برای من
به تصور اینکه آنجا قدرتمند خواهم بود
ولی افسوس که احمقی بیش نبودم
که مقررات بازی را رعایت می کردم
 
خدایان ممکنه تاس بیندازند
اذهانشان به سردی یخ
در حالیکه یک نفر این پایئن
عزیزی را از دست می دهد
برنده همه را می برد
و بازنده ناچار از سقوط
موضوع ساده و روشن است
پس چرا باید شکوه کنم؟
 
ولی به من بگو آیا او هم
آنطور که من تو را می بوسیدم میبوسدت؟
آیا وقتی او نام تو را صدا می زند همان احساسی که من تو را صدا میزدم داری؟
یک جایی در درون و اعماق
باید بدانی دلم هوایت را کرده
ولی چه می توانم بگویم
مقررات را باید رعایت کرد
 
قضات حکم خواهند داد
و امثال من متابعت می کنند
تماشاچیان نمایش
همواره در پایئن هستند
بازی مجددا آغاز می گردد
یک عاشق یا یک دوست
مقداری بزرگ یا کوچک
برنده همه را می برد
 
دیگر نمی خواهم صحبتی کنم
اگر تو را اندوهگین می سازد
و من درک می کنم
که آمده ای تا دست مرا بفشاری
من پوزش می خواهم
اگر تو را ناراحت می سازد
که مرا تا این حد پریشان می بینی
و خالی از هرگونه اعتماد به نفس
ولی همانطور که می بینی
برنده همه را می برد
برنده همه را می برد
 
یک نفر بعنوان برنده
همه را می برد
و یک نفر هم می بازد
ناچار از سقوط
 
از یک اشاره
از یک کنار
این احساس دست می ده
که یک نفر اینجا
 
همه را می برد
ناچار از سقوط
این جادو و سحر است
یک نفر اینجا
 
Submitted by N.F. on Sat, 04/03/2017 - 04:35
More translations of "The Winner Takes It ..."
PersianN.F.
Please help to translate "The Winner Takes It ..."
Yohanna: Top 3
Idioms from "The Winner Takes It ..."
See also
Comments