Berry Sakharof - Paint It Black (Persian translation)

English

Paint It Black

I see a red door and I want it painted black
No colors anymore I want them to turn black
I see the girls walk by dressed in their summer clothes
I have to turn my head until my darkness goes
 
I see a line of cars and they're all painted black
With flowers and my love, both never to come back
I see people turn their heads and quickly look away
Like a newborn baby it just happens ev'ryday
 
No more will my green sea go turn a deeper blue
I could not forsee this thing happening to you
If I look hard enough into the setting sun
My love will laugh with me before the morning comes
 
I look inside myself and see my heart is black
I see my red door and it has been painted black
Maybe then I'll fade away and not have to face the facts
It's not easy facing up when your whole world is black
 
I see a red door and I want it painted black
No colors anymore I want them to turn black
I see the girls walk by dressed in their summer clothes
I have to turn my head until my darkness goes
 
I wanna see it painted black, painted black
Black as night, black as coal
I wanna see the sun, blotted out from the sky
I wanna see it painted, painted, painted, painted black
 
Submitted by N.F. on Wed, 01/03/2017 - 04:09
Last edited by SaintMark on Wed, 01/03/2017 - 07:55
Align paragraphs
Persian translation

آنرا رنگ سیاه بزن

درب قرمزی را میبینم و میخواهم که به رنگ سیاه در آید
دیگر هیچ رنگ دیگری وجود ندارد میخواهم که به رنگ سیاه در آیند
دخترها را میبینم که در لباس های تابستانی خود قدم زنان از کنارم میگذرند
مجبورم سرم را بچرخانم تا وقتی تیرگی من بگذرد
 
ردیفی از ماشین ها را میبینم و همه آنها به رنگ سیاه رنگ شده اند
با گلها و عشق من، هر دو هرگز باز نخواهند گشت
مردمی را میبینم که سرشان را بر میگردانند و بسرعت به دور نگاه میکنند
مانند یک طفل تازه متولد شده این موضوع هر روز اتفاق می افتد
 
دیگر دریای سبز من به رنگ آبی تیره تر در نخواهد آمد
من نمی توانستم پیش بینی کنم که این چیز برای تو اتفاق افتد
اگر من به دقت تمام خورشید در حال غروب را بررسی کنم
قبل از آمدن صبح، عشق من همراه من خواهد خندید
 
نگاهی به درون خود میندازم و میبینم که قلبم سیاه است
درب قرمزم را میبینم و به رنگ سیاه رنگ شده است
شاید در آن موقع من بتدریج محو شده و مجبور نباشم با واقعیات مواجه شوم
وقتی تمام دنیای تو سیاه است روبرو شدن کار آسانی نیست
 
درب قرمزی را میبینم و میخواهم که به رنگ سیاه در آید
دیگر هیچ رنگ دیگری وجود ندارد میخواهم که به رنگ سیاه در آیند
دخترها را میبینم که در لباس های تابستانی خود قدم زنان از کنارم میگذرند
مجبورم سرم را بچرخانم تا وقتی تیرگی من بگذرد
 
میخواهم که به رنگ سیاه در آید، به رنگ سیاه در آید
به سیاهی شب، به سیاهی ذغال
میخواهم خورشید را ببینم که از آسمان محو شده است
میخواهم آنرا ببینم که رنگ سیاه زده شده رنگ سیاه زده شده، رنگ سیاه زده شده، رنگ سیاه زده شده
 
Submitted by N.F. on Wed, 01/03/2017 - 04:11
Comments